دستمال کاغذی عاشق

http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4849053409871317&pid=15.1

 

 دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره ات طلاست... یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم... با من ازدواج

میکنی...؟! اشک گفت:... ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟! تو چقدر ساده ای .... "خوش خیال کاغذی"! توی ازدواج

ما.... تو مچاله میشوی! چرک میشوی وتکه ای زباله میشوی...! پس برو و بی خیال باش... عاشقی کجاست!... تو فقط

دستمال باش! * دستمال کاغذی .... دلش شکست! گوشه ای کنار جعبه اش نشست... -" گریه کردو گریه کردو گریه

کرد!-" در تن سفید ونازکش دوید... خون درد! * آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد...! او ولی شبیه دیگران نشد چرک وزشت مثل این وآن نشد... رفت اگر چه توی سطل آشغال ! پا...

 پاک بود و عاشق وزلال! او .... با تمام دستمال های کاغذی .... فرق داشت... چون که درمیان قلب خود... " دانه های اشک داشت"!

                                                             


[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 12:35 ] [ yadegar_ali ]

وقتی ازتودل بریدم

http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4577491214861841&pid=15.1

 

  وقتی از تو دل بریدم جز خودت چیزی ندیدم پی هر کسی که رفتم آخرش به تو رسیدم حالا که رفتم و گشتم میبینم

تکی تو دنیا نمیشه تو رو عوض کرد حتی با شبای رویا انگار اسمون نمیخواست ببینه ماها رو با هم یادته لحظه ی اخر

زیر اون بارون نم نم گل سرختو گرفتی دادی دستم گل مریم دست من نبود نه از تو بلکه از خودم گذشتم عشقتو

خواستم بذارم لای خاطرات دفتر اما یاد تو نمی گذاشت میومد دوباره از سر توی یک غروب جمعه اصل مطلبو نوشتم پی

هیچ کس نمی گردم چون تویی اول و اخر حالا که رفتم و گشتم ...

 

 


[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 22:26 ] [ yadegar_ali ]

من وتو دوتاپرنده

http://ts3.mm.bing.net/th?id=H.5034346855071782&pid=15.1

 

  من و تو دو تا پرنده .. تو قفس زندونی بودیم جای پر زدن نداشتیم .. ولی آسمونی بودیم ابر و بارون‌و می‌دیدیم ..


اما دنیامون قفس بود چشم به دوردستا نداشتیم .. همینم واسه ما بس بود اما یک روز اونایی که ..


ما رو با هم دوست نداشتن تو رو پر دادن و جاتم .. یه دونه آینه گذاشتن من خوش‌باور ساده ..


فکر می‎کردم رو‌به‌رومی گاهی اشتباه می‌کردم .. من کدومم تو کدومی با تو زندگی می‌کردم ..


قفس تنگ و سیاه‌و عشق تو از خاطرم برد .. عشق پر زدن تا ماه‌و اما یک روز باد وحشی ..


رویاهام‌و با خودش برد قفس افتاد و شکست و .. آینه افتاد و ترک خورد تازه فهمیدم دروغ بود ....


[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 22:10 ] [ yadegar_ali ]

پاييز عشق.

http://ts3.mm.bing.net/th?id=H.4646940870378742&pid=15.1

 

باز هم ترانه های ناتمام سر گردان میان هوای پر باد و باران دلم چه می کند این پاییز با دلم! عجب

حال و هوای عاشقانه ایست این روزهای خنک پاییزی نسیمی که زیر پوست صبح من می رقصد

هر چند صبح تنهایی ست و آفتاب کوچک ظهرهایش با تمام نبودنت دلتنگی غروب غمناکش و

سکوت دلگیر شب هایی که: جای خالی تو را در آغوش جستجو میکند و این پاییز چه می کند با

دل من! یاد بارانی که روی پوست من و تو نم زد و ما گفتیم عشق را زیر باران دیدیم من به پاییز

بودن تمام سال عادت کرده ام! اما به ندیدن تو...


[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 11:00 ] [ yadegar_ali ]

قانون تنهاي.

 http://ts3.mm.bing.net/th?id=H.4535675445706822&pid=15.1

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست چه قانون

عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی! که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان

پر ستاره کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی و خاموش و بی

صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری...


[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 10:53 ] [ yadegar_ali ]

برخورد سرد.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=H.4679629864371364&pid=15.1

 

مي روم شايد فراموشت كنم من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دور انديش را من پذيرفتم كه عشق افسانه

است اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت كنم با فراموشي هم آغوشت كنم مي روم از رفتنم دل شاد

باش از عذاب ديدنم آزاد باش گرچه تو تنهاتراز ما مي روي آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را تلخي

برخوردهاي سرد را.


[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 10:51 ] [ yadegar_ali ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران